درين شكي نيست كه مسأله دين و إيمان سر نوشت سازترين مسأله
براي انسان است ، چون درين مسأله سعادت و يا شقاوت ابدي او
نهفته است ، يا بهشت ابد در انتظارش هست و يا دوزخ ابد ،
بناءً بر هر صاحب عقل و خردي لازم است كه درين مسأله به
دقت غور و تأمل كند و پس از آن دست به انتخاب آينده و سر
نوشت خود بزند ، چنانچه خداوند متعال مي فرمايد :
)
قُل إنَّما أعِظُكُم بِواحدةٍ أن تقوموا لله مَثنى و
فُرادى ثُمَّ تتفَكَّروا
(
.
يعني أي پيامبر به أمت بگو كه من به شما فقط يك سخن و يك پيام
دارم ، وآن اينكه بخاطر خدا و براي دريافت حقيقت بطور جمعي
ويا انفرادي بپاخيزيد و پس از آن در زمينه دست به تفكر و
تعمق بزنيد .
بلي مسأله إيمان يك مسأله عادي و سطحي نيست كه در حاشيه اي
زندگي قرار داشته و ما آنرا ناديده بگيريم ويا كم أرزش
جلوه دهيم ، بلكه در إيمان به خدا و روز رستاخيز است كه
رستگاري ظاهري و باطني ، ترقي و تعالي فردي و اجتماعي و
بالآخره سعادت دنيوي و أخروي مان نهفته است .
اما اين را بايد روشن نمائيم كه ما وقتي از نقش إيمان و
آثار پر بار آن در نفس بشري و پهنه أي زندگي حرف مي زنيم
هدف ما همان إيمان قوي و تحرك زاست كه پرتو آن در دلها
تابيده و مسير خود را در أعماق نفس ها باز كرده است ، ما
با إيمان ضعيف و متزلزل ، إيمان خوابيده و تخدير كننده سر
و كاري نداريم ، ما از إيماني صحبت مي كنيم كه زنده و
بيدار ، متحرك و پوياست ، و باكي ندارد كه آمار دارندگان
چنين عقيده و إيماني كم و اندك باشد ، چون هدف ما پاسخ به
كسانيست كه در نقش وارزش إيمان شك و ترديد دارند ، تا
بدانند إيماني را كه عليه آن در نبرد و پرخاش اند به هر
اندازه أي كه در دلها جا گرفت و در نفس ها رسوخ يافت آثار
سودمند و خجسته آن در زندگي افراد و جوامع بيشتر تجلي
ميكند .
بايد گفت چيزي را كه بيان داشتيم تأثير إيمان بطور عموم
است ، أما إيماني را كه اسلام عزيز عرضه ميدارد داراي نفع
بيشتر و ثمره بهتر است چرا كه إيمان در أديان ديگر آن
صفائي و بي آلايشي خود را از دست داده و چهره أي أصلي اش
مخدوش شده است حتى اينكه از تعاليم بعض اديان و يا روش پيروان
آنها چنين برداشت مي شود كه آنها دشمن زندگي و أفيون ملتها
هستند ، چنانكه ( كارل ماركس ) يهودي چنين پنداري داشت و
ديگران طوطي وار آنرا تكرار مي كردند بدون آنكه حقيقت آنرا
در نظر داشته باشند .
با صراحت بايد گفت : ايدولوژي إسلامي روح و ماده ، حق و
قوت ، دين و دانش ، دنيا و آخرت را در بر گرفته است ،
ايدولوژي إسلامي همان عقيده أي توحيدي است كه كرامت و حريت
را براي انسان به ارمغان آورده ، خضوع و كرنش در برابر غير
خدا را كفر ، فسق و ظلم مي داند ، و إبا دارد كه مردم بعضي
بعضي ديگر را أرباب و آقا گيرند و در برابر آنها خاضعانه
سر تسليم فرود آرند .
وقتيكه دين و إيمان چنين نقش و تأثيري در همه جوامع دنيا
داشته باشد ، بدون شك تأثير آن در كشور ها و جوامع إسلامي
عميق تر ، و نياز به آن عظيم تر خواهد بود .
چنانكه روشن است هر قفلي داراي كليد ويژه أي است و اگر
انسان بخواهد آن قفل را بدون آن كليد باز كند همه مساعي اش
بهدر رفته جز ضياع وقت و جهد چيز ديگري عائدش نخواهد شد .
لذا گفته ميتوانيم كه كليد شخصيت مسلمان همان دين و إيمان
است ، همان عقيده أصيل إسلاميست كه اگر ما هر قدر بخواهيم
او را بدون همان كليد برانگيزيم و يا نيرو هاي نهفته اشرا
منفجر سازيم ،تلاش بيهوده أي كرده ايم و هرگز موفق نخواهيم
شد و به هدف نخواهيم رسيد ، زيرا حالت ما مانند كسي خواهد
بود كه بر آب مي نويسد و بر هوا تعمير ميسازد .
با همين عقيده إسلامي بود كه أعراب از جزيرة العرب حركت
كردند تاجهان را از ظلمات و تاريكي ها بسوي نور و روشني
بيرون آرند و با شمشيرهاي شان كسرى ها و قيصرها و هرزور گوي
متجبر را بر سر جايش بنشانند و مردم را از عبادت خلق بسوي
عبادت خالق ، و از تنگي دنيا بسوي فراخي دنيا و آخرت واز
ظلم أديان بسوي عدل إسلام رهبري كنند .
و باعقيده إسلامي بود كه مسلمان ها بر مغول پيروز شدند كه
نزديك بود تمدن إنساني را يكسره نابود سازند ، همان بود كه
خداوند مسلمانان مصر و شام را عليه آنان برانگيخت تا در
معركه ( عين جالوت ) آنها را شكست دادند و جلو حملات
وحشيانه شانرا گرفتند ، بايد گفت كليد پيروزي در آن جنگ
فريادي بود كه آنرا ( قطز ) فرمانده مملوكي سرداد كه
احساسات را به لرزه در آورد عزيمت ها را بر انگيخت ، همت
ها را بيدار كرد و نسيم بهشت را به مشام پيكارگران رسانيد
، بلي آن فرياد تاريخي ( وا إسلاماه ) بود .
و أمت ما امروز هم اگر بخواهد دشمن شرِّير و شرارت پيشه اش
را كه در قلب سرزمين هايش جا گرفته است از بين ببرد سلاح
برنده تر و پايدار تري از دين و إيمان نخواهد يافت .
و درين راه از أبزار جنگي و نيروي مادي كه خداوند ما به
إعداد أن فرمان داده چاره نخواهد بود تا دشمن خدا و دشمن
مردم را با آن مرعوب سازيم مگر بايد گفت كه سلاح تا در دست
قهرماني نباشد كار بردي نخواهد داشت و سازنده و قهرمان هم
إيمان است و بس .
ما أمت مسلمان هستيم ، و إيمان أساس شخصيت ، رمز قوت و سرّ
مجد و عظمت گذشته مان را تشكيل ميدهد ، وهم چنان إيمان
باعث نهضت امروز و مناط آمال و آرزوهاي آينده أي ما خواهد
بود .
ما مسلمان هستيم ، و إسلام آيين حيات بخش ماست ، و اين يك
أمر بديهي است كه بايد در راه حمايت و گسترش آن قلم
نويسنده ، زبان سخنران ، فكر فيلسوف ، وجدان شاعر ، تقنين
قانون گذار ، سلطه حاكم ، نيروي ارتش و مراقبت ملت دست
بدست هم دهند ، بايد پدر در خانه ، معلم در مدرسه ، أستاد
در دانشگاه ، خبرنگار در روز نامه ، مؤلف در كتاب ، و
بالآخره هر صاحب فن و هنري در فن و رشته اش از آن پاسداري
كند ، تا أمت همبسته أي در راه حق و فضيلت گام بر دارد و
به آرمان مطلوب برسد .