نقش ايمان در رستگاري انسان

 

 

دكتر حقيار بلخي

 

درين شكي نيست كه مسأله دين و إيمان سر نوشت سازترين مسأله براي انسان است ، چون درين مسأله سعادت و يا شقاوت ابدي او نهفته است ، يا بهشت ابد در انتظارش هست و يا دوزخ ابد ، بناءً بر هر صاحب عقل و خردي لازم است كه درين مسأله به دقت غور و تأمل كند و پس از آن دست به انتخاب آينده و سر نوشت خود بزند ، چنانچه خداوند متعال مي فرمايد : ) قُل إنَّما أعِظُكُم بِواحدةٍ أن تقوموا لله مَثنى و فُرادى ثُمَّ تتفَكَّروا ( .

يعني أي پيامبر به أمت بگو كه من به شما فقط يك سخن و يك پيام دارم ، وآن اينكه بخاطر خدا و براي دريافت حقيقت بطور جمعي ويا انفرادي بپاخيزيد و پس از آن در زمينه دست به تفكر و تعمق بزنيد .

بلي مسأله إيمان يك مسأله عادي و سطحي نيست كه در حاشيه اي زندگي قرار داشته و ما آنرا ناديده بگيريم ويا كم أرزش جلوه دهيم ، بلكه در إيمان به خدا و روز رستاخيز است كه رستگاري ظاهري و باطني ، ترقي و تعالي فردي و اجتماعي و بالآخره سعادت دنيوي و أخروي مان نهفته است .

اما اين را بايد روشن نمائيم كه ما وقتي از نقش إيمان و آثار پر بار آن در نفس بشري و پهنه أي زندگي حرف مي زنيم هدف ما همان إيمان قوي و تحرك زاست كه پرتو آن در دلها تابيده و مسير خود را در أعماق نفس ها باز كرده است ، ما با إيمان ضعيف و متزلزل ، إيمان خوابيده و تخدير كننده سر و كاري نداريم ، ما از إيماني صحبت مي كنيم كه زنده و بيدار ، متحرك و پوياست ، و باكي ندارد كه آمار دارندگان چنين عقيده و إيماني كم و اندك باشد ، چون هدف ما پاسخ به كسانيست كه در نقش وارزش إيمان شك و ترديد دارند ، تا بدانند إيماني را كه عليه آن در نبرد و پرخاش اند به هر اندازه أي كه در دلها جا گرفت و در نفس ها رسوخ يافت آثار سودمند و خجسته آن در زندگي افراد و جوامع بيشتر تجلي ميكند .

بايد گفت چيزي را كه بيان داشتيم تأثير إيمان بطور عموم است ، أما إيماني را كه اسلام عزيز عرضه ميدارد داراي نفع بيشتر و ثمره بهتر است چرا كه إيمان در أديان ديگر آن صفائي و بي آلايشي خود را از دست داده و چهره أي أصلي اش مخدوش شده است حتى اينكه از تعاليم بعض اديان و يا روش پيروان آنها چنين برداشت مي شود كه آنها دشمن زندگي و أفيون ملتها هستند ، چنانكه ( كارل ماركس ) يهودي چنين پنداري داشت و ديگران طوطي وار آنرا تكرار مي كردند بدون آنكه حقيقت آنرا در نظر داشته باشند .

با صراحت بايد گفت : ايدولوژي إسلامي روح و ماده ، حق و قوت ، دين و دانش ، دنيا و آخرت را در بر گرفته است ، ايدولوژي إسلامي همان عقيده أي توحيدي است كه كرامت و حريت را براي انسان به ارمغان آورده ، خضوع و كرنش در برابر غير خدا را كفر ، فسق و ظلم مي داند ، و إبا دارد كه مردم بعضي بعضي ديگر را أرباب و آقا گيرند و در برابر آنها خاضعانه سر تسليم فرود آرند .

وقتيكه دين و إيمان چنين نقش و تأثيري در همه جوامع دنيا داشته باشد ، بدون شك تأثير آن در كشور ها و جوامع إسلامي عميق تر ، و نياز به آن عظيم تر خواهد بود .

چنانكه روشن است هر قفلي داراي كليد ويژه أي است و اگر انسان بخواهد آن قفل را بدون آن كليد باز كند همه مساعي اش بهدر رفته جز ضياع وقت و جهد چيز ديگري عائدش نخواهد شد . لذا گفته ميتوانيم كه كليد شخصيت مسلمان همان دين و إيمان است ، همان عقيده أصيل إسلاميست كه اگر ما هر قدر بخواهيم او را بدون همان كليد برانگيزيم و يا نيرو هاي نهفته اشرا منفجر سازيم ،تلاش بيهوده أي كرده ايم و هرگز موفق نخواهيم شد و به هدف نخواهيم رسيد ، زيرا حالت ما مانند كسي خواهد بود كه بر آب مي نويسد و بر هوا تعمير ميسازد .

با همين عقيده إسلامي بود كه أعراب از جزيرة العرب حركت كردند تاجهان را از ظلمات و تاريكي ها بسوي نور و روشني بيرون آرند و با شمشيرهاي شان كسرى ها و قيصرها و هرزور گوي متجبر را بر سر جايش بنشانند و مردم را از عبادت خلق بسوي عبادت خالق ، و از تنگي دنيا بسوي فراخي دنيا و آخرت واز ظلم أديان بسوي عدل إسلام رهبري كنند .

و باعقيده إسلامي بود كه مسلمان ها بر مغول پيروز شدند كه نزديك بود تمدن إنساني را يكسره نابود سازند ، همان بود كه خداوند مسلمانان مصر و شام را عليه آنان برانگيخت تا در معركه ( عين جالوت ) آنها را شكست دادند و جلو حملات وحشيانه شانرا گرفتند ، بايد گفت كليد پيروزي در آن جنگ فريادي بود كه آنرا ( قطز ) فرمانده مملوكي سرداد كه احساسات را به لرزه در آورد عزيمت ها را بر انگيخت ، همت ها را بيدار كرد و نسيم بهشت را به مشام پيكارگران رسانيد ، بلي آن فرياد تاريخي ( وا إسلاماه ) بود .

و أمت ما امروز هم اگر بخواهد دشمن شرِّير و شرارت پيشه اش   را كه در قلب سرزمين هايش جا گرفته است از بين ببرد سلاح برنده تر و پايدار تري از دين و إيمان نخواهد يافت .

و درين راه از أبزار جنگي و نيروي مادي كه خداوند ما به إعداد أن فرمان داده چاره نخواهد بود تا دشمن خدا و دشمن مردم را با آن مرعوب سازيم مگر بايد گفت كه سلاح تا در دست قهرماني نباشد كار بردي نخواهد داشت و سازنده و قهرمان هم إيمان است و بس .

ما أمت مسلمان هستيم ، و إيمان أساس شخصيت ، رمز قوت و سرّ مجد و عظمت گذشته مان را تشكيل ميدهد ، وهم چنان إيمان باعث نهضت امروز و مناط آمال و آرزوهاي آينده أي ما خواهد بود .

ما مسلمان هستيم ، و إسلام آيين حيات بخش ماست ، و اين يك أمر بديهي است كه بايد در راه حمايت و گسترش آن قلم نويسنده ، زبان سخنران ، فكر فيلسوف ، وجدان شاعر ، تقنين قانون گذار ، سلطه حاكم ، نيروي ارتش و مراقبت ملت دست بدست هم دهند ، بايد پدر در خانه ، معلم در مدرسه ، أستاد در دانشگاه ، خبرنگار در روز نامه ، مؤلف در كتاب ، و بالآخره هر صاحب فن و هنري در فن و رشته اش از آن پاسداري كند ، تا أمت همبسته أي در راه حق و فضيلت گام بر دارد و به آرمان مطلوب برسد .

 

 

 

 
 
 
 

 

CopyRight © 2009  SamanZar.net -  All right reserved

designed by : A-Sayed