|
سيد ذبيح الله
سمنگاني
مرسل بنت شيرآقا در پانزدهم ماه ثور سال
1368خورشيدى مصادف با روز اول عيد سعيدالفطر در يك خانواده
روشنفكر در كارته صلح شهر ايبك ولايت سمنگان ديده به جهان
گشود. موصوفه در سن هفت سالگى شامل مكتب گرديد هنوز شش ماه
صنف اول را سپرى ننموده بود كه دوره سياه طالب در كشور
زمام امور را به دست گرفت و دروازه هاى علم و معرفت بر روى
اين قشر مظلوم بسته شد. وى با تلاش و كوشش كه در فراگيرى
علم و دانش داشت به همكارى و تشويق خانواده ،خود را از اين
نعمت بزرگ بهره مند ساخت و با رويكار آمدن حكومت مؤقت در
سال 1380 خورشيدى دوباره راهى مكتب شد و دوازده سال مكتب
را در طى شش سال نظر به استعدادى كه داشت سپرى نمود و در
سال 1386 از صنف دوازدهم با دريافت نمرات عالى فارغ و در
سال 1387 غرض ادامه تحصيل به مؤسسه عالى تربيه معلم ولايت
سمنگان شامل گرديد.
اين دوشيزه فرهيخته قريحه ى سرشارى به سرودن
شعر و داستان دارد و در سروده هايش نازك خيالى و مضمون آفرينى
فراوان ديده مي شود كه با واژه هاى زيبا بيان شده است و شاعره
ى شيرين كلامى است كه اشعارش چون غنچه ى بوستان شعر درى در حال
گل افشانى كردن است.
اينك اشعارى از سروده هاى مرسل پرپر :
شقايق
مرا وحشيانه بفشار
در گهواره ى چشمانت
و بگذار
در سينه ى تو سر بمانم و شقايق
ارمغان كنم
به
دريا
هذيان
اى در من نهفته
و ياد تو در من خوابيده
مرا تا بيكران ببر
تا كهكشان
و چشمانت را ببخش بمن
باور نمى كنم
ترا به باور يك اعتراف
به اندازه ى يك دنيا
به لانه ى پر صدف ماهيان
قسم
كه پرنده ى ماندنت را بال مشكن
رؤيا
تو چرا گريه مى كنى؟
من نيمه شب
با صداى هاى هاى گريه ات
از خواب پريدم
كنارم راد يدم
اما تو
در خانه ات بودى
|