از آسيا باني تا استيشن راديو

 

 

 

امین الله قیومی در قریه ( اچه میلی ) ولایت سمنگان در یک خانواده کشاورز چشم به جهان گشود ، پدرش در پهلوی کشاورزی به آسیابانی نیز اشتغال داشت ، امین الله که کودک هفت ساله پیش نبود بافتن قالین را نزد مادرش  در خانه آموخت  و از صبح زود تا به شام  تاریک مصروف  بافتن قالین میبود چون به سن ده  ساله گی رسید از پدرش خواست تا وی را به مکتب شامل کند پدرش علاقه ی  زیاد به  مکتب نداشت اما در اثر اصرار زیاد مادرش  پسرش را  شامل مکتب کرد ، چون به سن پانزده ساله گی رسید پدرش مسوولیت کار در آسیاب را نیز به وی  محول کرد ،  امین از طرف صبح مکتب میرفت بعد از ظهر تا ساعت چهار عصر قالین میبافت و همچنان تا نیمه شب آسیابانی میکرد ، امین چون علاقه زیاد به هنر رسامی  و نقاشی داشت این هنر را بدون استاد آموخته بود و خیلی رسم های زیبا میکشید ،  با آمدن طالبان همراه  با سه برادرش به پاکستان مهاجر شد در آنجا در یکی  از شرکت های قالین بافی مثل هر افغان نگون بخت دیگر به مزد ناکافی قالین بافی را شروع کرد روز گار بدی را با سه برادرانش  در مهاجرت سپری کرد تا  زمانیکه حکومت طالبان سقعوط کرد امین همرا باسه برادرش دو باره به وطن برگشتند فرصت نیافت تا درس اش را که ناتمام رها کرده بود دوباره  ادامه دهد و مجبور بود فامیلش را اعاشه کند یک اسپ خرید و یک گادی  ساخت و مدت بیشتر از یکسال نفقه فامیل را از پول گادیوانی بدست میاورد چون پول کافی از طریق بدست نمی آورد کار مهندسی را شروع کرد ،  و چون شام خسته از کار برمیگشت به آسیاب نمیرفت و به خانه استراحت میكرد  روزی تیپ شان خراب شد و تیپ را جهت ترمیم به ورکشاب آورد اما انجنیر برایش گفت که تیپ قابل ترمیم نیست ،  امین که علاقه فراوان به موسیقی داشت تیپ را هر شب  که از کار میامد باز مینمود و تاناوقت های شب با آن خود را مصروف میساخت تا بالاخره  موفق شد تیپ را ترمیم کند پس  از ان  از همسایه هایشان و از اقارب شان هر کس رادیو یا تیپ اش  خراب میشد نزد امین  میاوردند تا ترمیم نماید تیپ های را که از عهده ترمیم آن بر میامد جور میکرد  اما یک شب به فکرش رسید که از همین پرزه های  رادیو و تیپ یک استیشن بسازد پس  از این هر کس که تیپ یا رادیو اش را جهت ترمیم به نزدش میاورد جای ترمیم پرزه کار آمد انرا میگرفت و بادی خالی انرا به صاحب اش مسترد میکرد چندین تیپ و رادیو از خود و از همسایه و اقارب شان را خراب کرد همه پرزه ها را جمع کرد تا  استیشن رادیو بسازد ، امین کوشش میکرد که نام پرزه را بفهمد  و چه وظیفه دارد  و به تمام پرزه بلد شد .  شب ها تاناوقت های شب مصروف ساختن استیشن میبود و گهگاهی موسیقی مینواخت چون پدرش از موسیقی و رادیو این چیز ها بدش میامد او را اخطار داد که دیگر تا ناوقت های شب بیدار نماند و نواختن تبله و ساختن استیشن را کنار بگذار اما امین به  کار خود ادامه میداد  تا اینکه پدرش او را از خانه بیرون کرد و امین به خانه خاله اش  که در قریه چوغی بود  رفت و در آنجا به تنهای خود یک مقدار پرزه  های که به ساختن استیشن ضرورت بود از مزارشریف خریداری کرد ویک استیشن کوچک ساخت  که فقط قریه خودشان را تحت پوشش قرار میداد  آهسته آهسته استیشن امین وسعت پیدا کرد تقریبا هجده قریه را تحت پوشش قرار داد   وقتیکه والی اسبق ولایت سمنگان عبدالحق شفق  شاروال و قوماندان اسبق  امنیه ولایت سمنگان از این ابتکار امین الله مستحضر شدند برای دیدن استیشن رادیو اش به خانه شان مهمان شدند امین بتمام کار ها علاقه زیادی داشت امین چندین کسب را از نزد خود یاد گرفته بود  والی سمنگان جمله ده هزار افغانی برایش اهدا کردند ، سپس امین به کابل رفت  به وزارت اطلاعات فرهنگ مراجعه نمود  و از وزارت جواز نشراتی را اخذ کرد که بعدآ به موسسه انترنیوز مراجعه کرد و دفتر انترنیوز یک ترانسمیتر 50 وات همرای یک پایه کمپیوتر و یک مقدار وسایل را برایش  اهدا کرد تا در سال 2005 بود که رادیوئی بنام حقیقت اف ام رسما نشرات نمود . امین  ازطرف مردم و دولت کدام  تشویقی نشده امین میخواهد که همیشه در خدمت هموطنانم خود باشد  .  همچنان امین الله قیومی همیشه به ریاضت و زحمت کشی  فعال و آگاه بودن جوانان تاکید میکند که کوشش جوانان منتج بساززندگی جامعه میشود وی می افزاید من هر آن و هر لحظه افتخار می ورزم که نتيجه کوشش هایم مصدر خدمت شدن به مردم و جامعه ام گردید که امروز الحمدالله از طریق این رادیو ، صدای مردم خویش را انعکاس میدهم و آواز خفه شده ای مردم که در طی سه دهه جنگ گلویش خفه ای باروت جنگ و بمب بوده است به گوش سردمداران این کشور میرسانم که تا به صداهای مردم جواب و خواسته های مردم را به گوش خویش بشنوند و بدانند که ملت ستم دیده  رنج کشیده چه میخواهد در حقیقت این کاری سهل و ساده  نبوده  عمرها زحمت  میخواهد  تا زندگی خویش را قربانی  این راه  نمائی که هدف خدمت کردن به مردم را بدست بیآوری  ورنه کی ممکن است.

 

 
 
 
 

 

CopyRight © 2009  SamanZar.net -  All right reserved

designed by : A-Sayed