|

قباى زندگى (1)
"قباى زندگانى چاك تا كى" نظر كن برخودت بى باك تا كى
سر تختهء كرمبول تا به بيگاه بدستت دانهء لوشپاك تا كى
طياره را نگر بر روى آسمان نگاهت جانب افلاك تا كى
به كار و بار والا كن نظرها ازين پيشه براى، دلاك تا كى
بسازيد بند برق و كارخانه فداى غمزه و ترياك تا كى
نفاق وبغض وكينه تا چه هنگام ملايم شو كمى، بى باك تا كى
هزاره ازبك و افغان و تاجيك ز نادانى بدن خون چاك تا كى
مرنج از گفته كوهى عزيزم محبت آموز، اصطكاك تا كى
(1) كوهى اين شعر را به استقبال از شعر علامه اقبال لاهورى
سروده كه در جريده سمنگان بتاريخ 30جدى سال 1381 چاپ و نشرگرديده
است.
********************************************************
مشكل گشا پول است پول
بهر كارى رفتم اندر دفترى كاتبى ديدم به سان اژدرى
خشمگين بنشسته همچون آذرى گفت از من دور شو گر بى زرى
مشكلت را مدعا پول است پول
پيش قاضى صاحب رفتم با ادب حل مشكل را شدم از وى طلب
آن زمان شد بر سرم اندر غضب گفت زر بايد ترا اى بى ادب
قاضيى شرع و قضا پول است پول
پيش مفتى رفتم از بهر سوال تا كنم بر او تمام عرض حال
هيچ در گفتن نشد من را مجال پول ندارى كار تو باشد محال
مفتى شرع و قضا پول است پول
پيش حاكم تا برفتم زود تر تا بگويم حال خود را سر به سر
گفت از حال تو دارم من خبر حق بخواهى كن عطايم مشت زر
حاكم امروز ما پول است پول
بعد از آن رفتم بدان پيش حكيم با تن پردرد دلى از غم دو
نيم
گفتم اى صاحب ندارم زر و سيم گفت ندارى زر برو اندر جهيم
درد جانت را دوا پول است پول
ناگهان روزى برفتم پيش يار گفتم اى دلبر شدم من خاكسار
گفت از من وصل خواهى زر بيار قصه اى تو مفت باشد گوش دار
درد عشقت را دوا پول است پول
كوهيا دايم به جيبت پول بدار مونس غمها بود شبهاى تار
پول باشد با تو دايم يار غار پيش بردن مى توانى روزگار
حل مشكلها همه پول است پول
*****************************************************
رشوت خور
تو اى راشى بيا بنگر كه با خالق چه ها كردى تباه احوال
خويش و زاد و خيل و اقربا كردى
سراسر ظلم كردى جبر كردى نا روا كردى اگر رشوت نخوردى پول
وافر از كجا كردى
به خانم زيور اعلى ز الماس و طلا كردى اگر رشوت نخوردى پول
اينها از كجا كردى
دوانى هشت موتررا به يكصد ميل هرسو مست ندانستى به اين
كارت خلافى با خدا كردى
يكى را وعدهء امروز دارى ديگرى فردا نگر با مردم مظلوم ستم
را تا كجا كردى
بترس از آه مظلومان كه آه او اثر دارد رسد تا نُه فلك آهش
ديگر غفلت چرا كردى
خبر دارد خدا از ظلم و بيداد تو هرلحظه جزايش را ببينى تو
كه دورى از حيا كردى
به درگاه خدا حاضر شوى رسوا در ميدان درون نار مى سوزى كه
كار نا بجا كردى
به قرآنش خبر داده بخوان و بكن عمل برآن نجات يابى ز فضل
حق اگر اين كارها كردى
سراسر عيش و عشرت كن به امر خالق يكتا
اگر تو پند كوهى را قبول كردى، بجا كردى
****************************************************
پلو
انتظار هستم برايت اى پلو جان و دل سازم برايت اى پلو
قل قل جوشت به گوشم مى رسد آبرو داده خدايت اى پلو
شنگ شنگ كفگير و آهنك ديگ هست ساز جانفزايت اى پلو
گوشت را سرخ ميكند با ديگ چون آشپز با صفايت اى پلو
تا شود خشك زير و بالايت كند دم كند خوب جابجايت اى پلو
بارديگر خوب مخلوط مى شوى مى شود جانها فدايت اى پلو
انتظار خوردنت دارند همه تا رسد بوى و لقايت اى پلو
غورى جانان طلبگار تو است گشت حاصل مدعايت اى پلو
سينهء مرغ بين تو پنهان بود هركه باشد آشنايت اى پلو
هركسى خورده بگويد وصف تو در مجالس ها ثنايت اى پلو
ياد تو هرگز فراموش كى شود باشد عاشق مبتلايت اى پلو
بر سر قالين مور است جاى تو داملا دارد هوايت اى پلو
چهره ها بنگر گشاده دور تو تا ابد خواهد بقايت اى پلو
اى پلو اى جان پلو جانان پلو از همه بالاست جايت اى پلو
ماش پلو ، كله پلو ، قورمه پلو گشته از اقسام هايت اى پلو
گوشت شد سردار اندام خوبت زان شدم كُشته برايت اى پلو
از خلال آنچه شانت گفته اند مرحبا شاه و گدايت اى پلو
بد كند آنكس نداند قدر تو مثل مورچه پاى مالت اى پلو
اى خدايا دور دارى فقر را باد افراشته لوايت اى پلو
مثل كوهى كس نكرده وصف تو
هرزمان دارد دعايت اى پلو
*********************************
عالم
عالمى تبليغ به منبر مى كند ميهن ما را منور مى كند
بهره مند گردد ز عالم خاك ما روز ما را عيد اكبر ميكند
عالم قرآن حديث مصطفى است مؤمنان را تاج بر سر مى كند
دست بزن دردامن قرآن پاك زندگى را خوب و بهتر مى كند
رهنماى مرد و زن در جامعه جامهء زيبا در بر مى كند
رخت بندد از وطن جهل و فساد تا سخن از حى داور مى كند
علم دارى هرچه دارى اى عزيز بوى خوش دارد معطر مى كند
قاريان وقتى قرائت مى كنند بر دماغت مشك و عنبر مى كند
دشمن قرآن به هرجا دربدر منكرش را خاك بر سر مى كند
علم بياموز اى پسر آگاه شوى بر تو خدمت روز محشر مى كند
علم خود را مصرف بيجا كند آنكه ميل كبك و كفتر مى كند
گاه كرياب گاه درياب هركنار خاندان را زود مضطر مى كند
علم دارى معتبر بالا نشين جاهلان را خوار و ابتر مى كند
گرگ و ميش يك جا باشد در حيات هر توانى علم را ميسر مى كند
علم بياموز علم تخنيك نوين بر تو تقديم كمپيوتر مى كند
ساختند از فكس هواى سازگار دوستان را زود در بر مى كند
كوهيا عرفان بياموز علم دين
دستگيرى روز محشر مى كند
سيد عبد الله
|